حصر

:: حصر

هر آنکو خاطر مجموع و یار نازنین دارد

سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد

حصردر شاید دردبیات امروزی ما مفهوم جدیدی از در تبعید قرار گرفتن و قطع ارتباط با جهان اطراف را پیدا نموده و کسانی که در این شرایط قرار میگیرند با وضعیتی شاید بد تر از تبعید قرار میگیرند ؛ محصورین در عصر حاضر کسانی را یاد میگردد که در شرایط ویژه زمانی لازم است موقعیت اجتماعی خود را کنار گذاشته و به خلوت با خویش بپردازند ؛البته این واژه در احکام حکومتی برای مردم ایران چندان نا آشنا نیستند و چنانچه بنا بر مصلحت رهبر انقلاب صلاح نظری بداند نسبت به آن اقدام مینماید ، البته در شرایط خاص که احتمالات زیادی بر اغتشاش و یا حتی ترور شخص محصور توسط دشمن میرود ؛ که این موضوع را اساسا ولی فقیه در اشارت موضوعی خود لازم و حاکم میداند ؛ اینک پس از چند سال حصر سه تن از افراد محصور شیخ مهدی کروبی که تا چندی پیش یکی از همین افراد بود تقاضای اجرای قانون و حکم دادگاه را نموده تا آشکار مسائل را برای ملت و محکمه قضاوت تشریح نماید ؛ مهدی کروبی که ریاست کرسی مجلس ششم را عهده دار بوده از معترضین به آرائ سال 88 میباشد که پس از اغتشاشات که در برخی دشمن هم بیکار ننشسته بود میباشد ؛ او اینک از ریاست محترم جمهوری با توجه به قول وی به خروج از حصر میرحسین موسوی و زهرا رهنورد همینطور حصر گذشته خود تقاضای قانونی شدن این موضوع گردیده که پاسخ ریئس جمهوری هنوز روشن نیست، البته در گذشته سابقه انحصار فردی نیز چنین پیش نیامده بوده که شخص محصور در دادگاه خاصی مورد قضاوت قرار گیرد چرا که در زمان مرحوم منتظری نیز چنین موضوعیتی از طرف بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران مطرح نگردید ، و این از دو منظر از نظر راقم این سطور حائز اهمیت است.

در جایگاهی شخص محصور میتواند پس از خروج از حصر مورد تعرض قرار گرفته و این موضوع حمل بر صحت گردد که مسئولین با اطلاع قبلی از موضوعیت ترور و یا برخورد با ایشان وی را از حصر رها نموده اند؛ درکه البته این موضوع جای قدری تامل دارد تا بنا بر هر دلیلی تعدی به در حصر ماندگان مورد برخورد گروهی خاص قرار نگیرند.

مورد دوم این است که در جایگاهی شخص رهبری با صلاحدید خود بنا را بر این میبیند که در ذات افرادی که در حصر قرار دارند از منظر ساده ندیشی خود دچار شبهات نطری شده باشند که این شبهات خود باعث میگردد تا در جهت بازگشت این ساده اندیشی قدری تفکر نمایند.

و اما قانون؛ اینکه حاج شیخ مهدی کروبی تقاضای اعمال قانون و حضور در محکمه علنی را عنوان نموده است نیز میتواند از احقاق حقوق شهروندی وی به حساب آید ؛ تا بتواند حرف هایی داشته باشد که برای افکار عمومی و رهبری نیز موثر واقع گردد تا مبنای تفکر جریان فتنه از ایشان و میر حسین موسوی رفع گردد؛ و خود این نیز جای اندیشیدن و نظر خاص رهبری معظم انقلاب و مسئولین قضایی نظام را میطلبد. تا با اجرای قانون در محکمه صالحه و ادای توضیحات ایشان ، یا منتج به رای مجرمیت و یا برائت ایشان گردد و برای آحاد مردم موضوع بطور خاص ملغی گردد و این هجمه هیاهو های هر روزه نیز پایان یافته تا در سال اقتصاد مقاومتی با رعایت اصول اقدام و عمل ، بنگاه های سخن پراکنی غرب نیز به این موضوع خاص دامن نزنند تا ریشه های اختلاف را در خانواده چند ده ملیونی ایران اسلامی حاکم نمایند ؛در این مبحث گه موضوع قانونی پیگیری شود آتش فتنه های زیر خاکستر برخی ن اهلان و نا محرمان نیز خنثی میگردد؛ و چه بسا اندیشه فرافکنی در کشور نیز خاموش گردد.

البته موضوع سومی هم در جریان اجرایی وجود دارد و آن اینست که گاهی رهبری بنا بر تشخیص خویش و با مشورت با مسئولین قضایی بسیار حاد جلوه دادن موضوع در شرایط چنینی را به مصلحت کشور ندانسته و لازم میبینند تا با نرمش و بدون تریبون پراکنی بشکلی آرام موضوع بر طرف شده و خیلی سیطره موضوع به مسئله وقوع جرم محرز منجر نگردد.

لاجرم در چنین شرایطی علارغم اینکه شخص بنده نیز موضوع قانونی شدن مبحث احراز و یا عدم اخراز جرم را به مصلحت اسلام و ایران عزیز میدانم ، در تجدید نظر فکری خود حکم ولایت فقیه را نیز با توجه به اعلم بودن صحت اندیشه سیاسی و دینی ایشان بیشتر صالح میدانم و البته این به این منزله نیست که حصر همچنان باقی بوده و تداوم داشته باشد بلکه میباید راهکارهای صحیح و مدلل به این مطلب را پیگیری و پی جویی نمود تا بزودی شاهد رفع حصر محصورین باشیم و این نوید ریاست محترم جمهوردر گذشته از مسیری منعطف به ثمر بنشیند.

بلا گردان جان و تن ؛ دعای مستمندان است

که بیند خیر از آن خرمن ،که ننگ از خوشه چین دارد

یا حق

مجید رضائی بدر

 

منبع : رسانه بیدارحصر
برچسب ها : موضوع ,گردد ,البته ,ایشان ,نموده ,مورد ,مسئولین قضایی ,موضوع قانونی ,داشته باشد ,ریاست محترم ,قرار میگیرند

اتحاد مثلث سعودی ، صهیونیست ، و آمریکا

:: اتحاد مثلث سعودی ، صهیونیست ، و آمریکا

روزنامه نیویورک تایمز در مقاله ای نوشته است که عربستان سعودی به دولت آمریکا گفته ُدر صورتی که کنگره این کشور لایحه ای را تصویب کند که براساس آن دولت عربستان در دادگاههای آمریکا به خاطر داشتن هر گونه نقشی در حملات یازده سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی مسئول شناخته شود، این کشورصدها میلیارد دلار از دارایی های خود را در آمریکا خواهد فروخت.

به گفته نیویورک تایمز عادل الجبیر، وزیر خارجه عربستان ماه گذشته در جریان دیدارش از آمریکا شخصا به این کشور هشدار داد.

براساس این گزارش آقای جبیر به قانونگذاران آمریکایی گفته است که در صورت تصویب این لایحه عربستان مجبور خواهد شد تا ۷۵۰ میلیارد دلار از دارایی های خود را در آمریکا قبل از آن که دادگاه‌های این کشور به مسدود شدن این دارایی ها حکم بدهند، آنها را بفروشند.

هر چند برخی از کارشناسان اقتصادی با بدبینی این هشدار عربستان را ارزیابی کرده و گفته اند که در صورت عملی شدن آن، اقتصاد این کشور با عواقب ناخوشایندی روبرو خواهد شد، اما گفته شده که این تهدید عربستان نشانه دیگری از افزایش تنش ها در روابط بین دو کشور است.

این لایحه از حمایت هر دو حزب در کنگره برخوردار است، اما دولت باراک اوباما نسبت به عواقب جدی دیپلماتیک و اقتصادی این مسئله هشدار داده است.

وتلخند این حدیث اینجاست که عربستان سعودی مریکا را برای بردااشتن پول هایش به چالش میکشد و ما حتی برای شلیک تئوری یک موشک ساده تحت هجمه های جهانی قرار میگیریم و زمانی که به آمریکا تذکری ساده میدهیم ؛ دوستانمان در داخل هوچی گری های شان گوش جهان را کر میکند و دلواپسان هم حرکات موزونشان مستمان میکند.

و غرب به این درون جنگی ما لبخند ژکوند میزند و رقص کابویی دلواپسانش برای مان سخت خاص میشود ، کشور عربستان سعودی و سعودی های صهیونیستی چنان از پول و ثروت با و تخلیه حساب هایشان حرف میزنند که پروژه انرژی هسته ای و مذاکره هایش میشود تلخند ؛ در جهان بی خند؛ سعودی آمریکا را نهدید میکند در حالیکه آب از آب تکان نمیخورد، اما کنگره چه خواهد کرد ؛ ترس از تهدید ثروتی که به فکر وابسته نیست که هیج و به نفتی دلبسته است که همه شعورشان را در بر گرفته؛ و یا تصویب خواهد کرد ، که این رای یعنی غرب موضع خود را روشن نموده ؛ البته تفسیر من به این است که غرب یا سعودی را میخواهد و یا نه ، اگر هنوز این کشور نیاز جدی غرب باشد که خیلی برای آنها خطرناک است و اگرنه سعودی باید برای بستن چمدان های ظلم ها و جرایم بی خداییش آماده شود ؛ سعودی ها چه جدی و راحت غرب را تهدید میکنند و ما برای جدی حرف زدن با غربی ها اگر حرف بلند و کوتاهی میزنیم چه راحت مورد نقد قرار میگیریم لیکن سعودی ها با این حجم بی عاطفه گی چه راحت حرف برداشت پول هایشان را میزنند . اگر ایالات متحده تا این حد ضعیف و بد بخت است که دیگر این سرزمین پوشالی جایی برای گفتگو ندارد.

اتحاد مثلث سعودی ، صهیونیست ، و آمریکا در آستانه پایانی دل انگیز برای ما قرار دارند که به زودی شاهد این لحظات زیبای تاریخ را فراموش نمیکنم.

یاحق

مجید رضایی بدر    

 

منبع : رسانه بیداراتحاد مثلث سعودی ، صهیونیست ، و آمریکا
برچسب ها : سعودی ,آمریکا ,عربستان ,کشور ,گفته ,هشدار ,عربستان سعودی ,مثلث سعودی ,اتحاد مثلث ,میلیارد دلار ,نیویورک تایمز

مسئول در حکومت اسلامی ونماینده مردم در جامعه اسلامی

:: مسئول در حکومت اسلامی ونماینده مردم در جامعه اسلامی

 
 
مسئول در حکومت اسلامی ونماینده مردم در جامعه اسلامی
 
آشنایی با مفاهیم واژه های کلیدی و ارتباط آنها با یکدیگر
 
مسئولیّت»؛ در لغت به معنای موظّف بودن و یا متعهّد بودن به انجام امری می باش
وظیفه»؛ به آن چیزی اطلاق می شود که شرعاً یا عرفاً بر عهده کسی باشد.
تکلیف»؛ به معنای بار کردن کاری سخت توأم با رنج، بر کسی می باشد.
تعهّد»؛ به معنای گردن گرفتن کاری4 و همچنین عهد و پیمان بستننیز آمده است .
«حقّ»؛ در این مبحث به معنای سهم و نصیب می باشد.6
هر یک از این واژه ها به نوعی با یکدیگر ملازم می باشند. به عنوان نمونه ؛ تا وظیفه ای بر دوش کسی نباشد، مسئولیّتی در قبال انجام دادن یا ندادن آن نخواهد داشت و در مورد آن ، بازخواست نخواهد شد .
واژۀ «تکلیف» نیز با «مسئولیّت» و «وظیفه»،ملازم است ؛ چرا که در هر سه مورد چیزی بر عهدۀ شخص می باشد که اجرای آن ، لازم و واجب است.
واژۀ «تعهّد» نیز با سه واژۀ اخیر در ارتباط است ؛ چرا که درهر حال فرد متعهّد ، موظّف و مکلّف است آنچه را که به آن تعهّد داده است به انجام برساند و در این مورد مسئول می باشد .
کلمه «حقّ» نیز با واژه های اخیر تناسب دارد زیرا هرگاه سخن از حقّ به میان می آید ، تکلیف و مسئولیّتی هم در پی آن خواهد بود و با اثبات حقّ برای یک طرف تکلیف و مسئولیّتی هم برای طرف دیگر بوجود می آید . لذا در بحثهای آینده هر کجا از این الفاظ استفاده شود این ارتباط و ملازمه مدّ نظر می باشد
حال ملاکگزینش مسئول درجریان های صحیح اسلامی همچون جمهوری اسلامی ایران.
 
ملاك‌هاي گزينش كارگزاران
 
در ديدگاه امام علي(عليه السلام)، فلسفه حكومت احياي حق، انهدام باطل و رساندن انسان از خاك به خداست. اين آرمان والا جز با حكومت صالحان تحقق نمي يابد. روشن است كه امام بايد كارگزاران خويش را از ميان بهترين ها و نخبگان انتخاب كند تا اشتباهات و انحرافات احتمالي به حداقل برسند. از اين رو، نخستين اقدام حكومتي امام پس از بيعت مردم، جابه جايي و عزل و نصب وسيع مديران اجرايي نظام پيشين بود. معيارهاي امام(عليه السلام)براي انتخاب كارگزاران در رده هاي گوناگون، برگرفته از متن دين و مورد رضاي خدا و پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) بود. از اين رو، در عهدنامه مالك اشتر براي هر صنفي از مسئولان حكومت، ويژگي هاي خاصي را برشمرده است; مثلا، درباره صفات فرماندهان نظامي مي فرمايد: «براي فرمان دهي سپاه، كسي را برگزين كه خيرخواهي او براي خدا و پيامبر(صلي الله عليه وآله)و امام تو بيشتر، و دامن او پاك تر، و شكيبايي او برتر باشد، و از كساني كه دير به خشم آيد، و عذرپذيرتر باشد، و بر ناتوان رحمت آورد، و با قدرتمندان با قدرت برخورد كند، درشتي او را به تجاوز نكشاند، و ناتواني او را از حركت باز ندارد. سپس در نظاميان، با خانواده هاي ريشه دار، داراي شخصيت حساب شده، خانداني پارسا، داراي سوابقي نيكو و درخشان، كه دلاور و سلحشور و بخشنده و بلندنظرند، روابط نزديك برقرار كن. آنان همه بزرگواري را در خود جمع كرده و نيكي ها را در خود گرد آورده اند.»
 
همچنين درباره صفات قضات مي فرمايد: «سپس از ميان مردم، برترين افراد نزد خود را براي قضاوت انتخاب كن; كساني كه مراجعه فراوان، آن ها را به ستوه نياورد، و برخورد مخالفان با يكديگر آنان را خشمناك نسازد، در اشتباهاتشان پافشاري نكنند، و بازگشت به حق پس از آگاهي برايشان دشوار نباشد، طمع را از دل ريشه كن كنند، و در شناخت مطالب با تحقيقي اندك رضايت ندهند، و در شبهات از همه با احتياط تر عمل كنند، و در يافتن دليل اصرارشان از همه بيشتر باشد، و در مراجعه پياپي شاكيان خسته نشوند و در كشف امور از همه شكيباتر، و پس از آشكار شدن حقيقت، در فصل خصومت ازهمه برنده تر باشند; كساني كه ستايش فراوان آنان را فريب ندهد، و چرب زباني آنان را منحرف نسازد.» 2
 
علاوه بر اين، امام علي(عليه السلام) درباره ملاك هاي كلي گزينش مديران و كارگزاران حكومت نيز صفاتي را برمي شمارد كه شايسته است در نظام اسلامي ما به طور دقيق و سنجيده به كار گرفته شوند. اهم اين اوصاف و معيارها به قرار ذيل است:
 
ايمان و تقوا
 
در گزينش افراد بر حسب نوع مسئوليت، بايد تقوا و ايمان آنان ملاك قرار گيرد; زيرا ايمان به خدا و تسليم در برابر اوامر او آنچنان تعهد و الزامي در انسان ايجاد مي كند كه از كوچك ترين عمل خلاف احتراز مي كند و براي او مسئوليت در مقابل خدا، از هرگونه قانون و مقام مافوق رجحان دارد، و تنها خدا را حاضر و ناظر اعمال خود مي بيند.
 
در نظام اسلامي، خدامحوري و تقواگرايي، اساس كار و سازندگي است و همه چيز با معيار تقوا ارزيابي مي گردد. امام علي(عليه السلام) شيوه برخورد و اصول مديريت را در نامه خود به مالك اشتر، از تقوا و خداگرايي آغاز مي كند و او را به ترس از خدا فرمان مي دهد و اينكه اطاعت خدا را بر ديگر كارها مقدّم دارد و از آنچه در كتاب خدا آمده، از واجبات و سنّت ها، پي روي كند، دستوراتي كه جز باپي روي آن هارستگار نخواهد شد، و جز با نشناختن و ضايع كردن آن ها جنايت كار نخواهد گرديد. به او فرمان مي دهد كه خدا را با دل و دست و زبان ياري كند; زيرا خداوند پيروزي كسي را تضمين مي كند كه او را ياري دهد، و آن كس را كه او را بزرگ شمارد بزرگ مي دارد، و به او فرمان مي دهد تا نفس خود را از پي روي آرزوها باز دارد و هنگام سركشي رام كند كه "نفس همواره به بدي وا مي دارد، جز آنكه را خدا رحمت آورد." (يوسف: 53)
 
آزمايش لياقت‌ها
 
منظور از «آزمايش لياقت ها» اين است كه كارايي و مهارت و ساير ويژگي هاي افراد در هنگام پذيرش مسئوليت، لحاظ گردند; يعني افراد بايد بر اساس تعهد و نوع تخصص و توان اجرايي، انتخاب و به كار مورد علاقه گمارده شوند و هيچ گاه نبايد روابط جاي ضوابط را گرفته، لياقت ها و شايستگي ها قرباني دوستي ها و مسائل خويشاوندي گردند. از اين رو، حضرت به مالك اشتر مي فرمايد: «سپس در امور كارمندانت بينديش و پس از آزمايش، به كارشان بگمار، و با ميل شخصي و بدون مشورت با ديگران، آنان را به كارهاي گوناگون وادار نكن; زيرا اين نوعي ستمگري و خيانت است.» 4
 
بنابراين، احراز وجود شروط، لازم است و اصولي همچون «برائت» و يا اصل «عدم» در انتخاب مديران و كارگزاران كارايي ندارد.
 
نكته ديگري كه در اين فراز از نامه آمده، آن است كه مشورت در هر كاري لازم است، بخصوص در گزينش; به خاطر حساسيت موضوع، هرگز نبايد نظرها و سليقه هاي شخصي ملاك قرار گيرند. اصولا انتخاب افراد بر اساس مشورت سه فايده دارد:
 
الف. اگر انتخاب شخص طبق نظر و صلاحديد چند نفر باشد ضريب صحّت گزينش را بالا مي برد.
 
ب. گزينش افراد بر اساس مشورت و به صورت شورايي، امكان گزينش افراد فرصت طلب و نفوذي را منتفي مي كند.
 
ج. در گزينش شورايي همه اعضاي گزينش، لزوماً خود را موظّف به همكاري همه جانبه با فرد گزينش شده مي بينند.
 
صلاحيت اخلاقي
 
اصولا جايگاه ارزشي هر كسي را در اجتماع، اخلاق او معيّن مي كند. به عبارت ديگر، اخلاق هر انساني در اجتماع، معرّف اوست. واضح است كه در گزينش افراد براي تصدّي امور جامعه نيز صفات و افعال اخلاقي انسان نقش دارند. بعضي از صفات در محيط كار ضروري اند كه هنگام گزينش بايد لحاظ شوند; مثل تواضع، حسن خلق، گشاده رويي، مردم داري، صداقت، سعه صدر و امانت داري.
 
بر حسب نوع مسئوليتي كه به افراد سپرده مي شود، صفت اخلاقي مربوط به آن نيز بايد مورد عنايت قرار گيرد; مثلا، اگر به كسي مسئوليتي داده مي شود كه بيشتر با مردم سرو كار دارد، بايد حسن خلق و مردم داري او بر ساير صفات او بچربد، و اگر عهده دار بيت المال است بايد در صداقت و امانت داري مشهور باشد. پس جايگاه مسئوليت اشخاص را صرف نظر از ساير شروط، اخلاق او تعيين مي كند. اين ها نكات ظريفي هستند كه در هسته گزينش بايد به آن ها توجه گردد تا هماهنگي كامل بر حركت و فعل و انفعالات يك نظام، حكم فرما شود.
 
امام علي(عليه السلام) در عهدنامه مالك اشتر، مي فرمايد: «كارگزاران دولتي را از ميان مردمي انتخاب كن كه... اخلاق آنان گرامي تر، و آبرويشان محفوظ تر، و طمعورزي شان كمتر است.» بنابراين، يكي از معيارهاي مهم انتخاب كارگزار شايسته، داشتن صلاحيت اخلاقي است.
 
اصالت خانوادگي
 
با توجه به اهميت صلاحيت اخلاقي افراد، نقش خانواده نيز در پرورش خصال نيك و سجاياي اخلاقي روشن مي گردد. اگر صفات اخلاقي و پسنديده در نفس انسان ملكه نشوند هرگز مصدر افعال خوب واقع نمي گردند.
 
روشن است كه ملكه شدن يك صفت خوب به مدت زماني طولاني نياز دارد، و اگر افراد مورد گزينش از خاندان شريف و با فضيلت باشند، مي توان تصور كرد كه صفات اخلاقي در آن ها از سنين كودكي شكل گرفته و با دوام و ريشه دار در فرد وجود دارند. علاوه بر آن، صفات خوب و بد از طريق ارث به فرزند منتقل مي شوند. اخلاق خوب و پسنديده يا زشت و نكوهيده معرّف پاكي وراثت يا بدي آن هستند.
 
بنابراين، اخلاق نقش محوري در اداره امور دارد و اصالت خانوادگي در تأييد صلاحيت اخلاقي افراد نيز نقشي به مراتب مؤثرتر داراست. مولا علي(عليه السلام)به مالك اشتر مي فرمايد: «كارگزاران دولتي را از ميان مردمي انتخاب كن كه... با حيا و از خاندان هاي پاكيزه و با تقوا باشند.»
 
حسن شهرت
 
در گزينش افراد، «قضاوت مردم» مي تواند ملاك خوبي باشد; زيرا خوبي و بدي افراد از مردم پوشيده نمي ماند. وقتي مردم شخصي را به خاطر صفات خوبش مي ستايند و در همه جا از او به نيكي ياد مي كنند به گواهي و تصديق آنان مي توان اطمينان كرد. همچنين مردمي كه به صداقت و ديانت و امانت داري معروفند هر گاه در مصادر امور قرارگيرند اعتماد و همكاري همه جانبه مردم را به سوي خود جلب مي كنند.
 
از سوي ديگر، اعتبار يك حكومت با حضور چهره هايي كه امين مردم هستند بالا مي رود و بهترين پشتوانه و دل گرمي نيز براي يك مسئول، اعتماد مردم نسبت به اوست; زيرا مي داند كه مردم حرف هاي او را صادقانه مي پذيرند و در همه حال با او يك دل و يك زبان هستند. عكس آن نيز صادق است; يعني اگر فردي كه پايگاه مردمي ندارد يا صداقت و امانت داري او را عملا نيازموده اند، زمام امور مردم را به دست گيرد، مردم نه تنها به او اعتماد نمي كنند، بلكه از اين عمل مسئولان مافوق به خشم نيز مي آيند، و هر چه كار و مسئوليت فرد حسّاس تر باشد، خشم و ناراحتي مردم نيز بيشتر خواهد بود. از اين روست كه حضرت علي(عليه السلام) حسن شهرت و سوابق خوب افراد را (در عهدنامه مالك اشتر)، يكي از ملاك هاي گزينش معرفي مي كند: «كارگزاران دولتي را از ميان مردمي با تجربه... كه در مسلماني سابقه درخشاني دارند... و آينده نگري آنان بيشتراست، انتخاب كن.»
 
بنابراين، افرادي كه اهل تجربه بوده و در كشاكش كارها ساخته و پرداخته شده اند و نيز سابقه و حسن سابقه شان در اسلام، بيش از ديگران باشد و همچنين مدير و دورانديشند و در كارها و مسائل، عميق و ژرف نگرند; شايستگي بيشتري در تصدّي امور دارند.
 
وظايف حاكمان و كارگزاران
 
با توجه به تلازم حق و تكليف، همان گونه كه حاكم اسلامي از اختيارات گسترده اي برخوردار است، وظايف زيادي نيز بر عهده دارد و در برابر خداوند متعال و امّت اسلامي پاسخگوست. جالب اينكه امام علي(عليه السلام)پيش از بيان وظايف حاكمان و كارگزاران، به شرايط و صلاحيت هاي لازم آنان اشاره مي كند. و اين بدان معناست كه دولت اسلامي در صورتي مي تواند به وظايف خود عمل كند و اهداف عالي خود را تحقق بخشد كه ملاك هاي گزينش و عزل و نصب بر اساس معيارهاي اسلامي صورت پذيرند.
 
اميرالمؤمنين(عليه السلام) در جاي جاي نهج البلاغه، ضمن بيان فلسفه تشكيل حكومت اسلامي، وظايف حاكم را برمي شمارد. از جمله مي فرمايد: «خدايا! تو مي داني كه جنگ و درگيري ما براي به دست آوردن قدرت و حكومت و دنيا و ثروت نبود، بلكه مي خواستيم نشانه هاي حق و دين تو را به جايگاه خويش باز گردانيم و در سرزمين هاي تو اصلاح را ظاهر كنيم، تا بندگان ستمديده ات در امن و امان زندگي كنند و قوانين و مقرّرات فراموش شده تو بار ديگر اجرا گردند.» 5
 
آن حضرت فلسفه تشكيل حكومت اسلامي و نيز وظايف حاكم اسلامي را چنين بيان مي كند:
 
الف. بازگرداندن نشانه هاي حق و دين به جايگاه اصلي خويش;
 
ب. انجام اصلاحات;
 
ج. تأمين امنيت مردم;
 
د. اجراي قوانين الهي.
 
با توجه به فلسفه تشكيل حكومت اسلامي و نيز وظايف حاكم اسلامي، امام علي(عليه السلام) در فراز آغازين عهدنامه مالك اشتر، وظايف مهم او را برمي شمارد:
 
جمع‌آوري ماليات‌ها
 
يكي از وظايف عمده حكومت اسلامي جمع آوري ماليات هاست. حاكم براي اداره حكومت و جامعه و نيز تأمين نيازمندي هاي عمومي جامعه، نياز به بودجه دارد. يكي از بهترين راه هاي تأمين بودجه، دريافت ماليات هاست. از اين رو، امام علي(عليه السلام) اولين وظيفه حاكم را جمع آوري ماليات ها مي داند و مالك اشتر را به جمع آوري آن امرمي كند: «اين فرمان بنده خدا،علي اميرمؤمنان،به مالك اشتر، پسر حارث، است، در عهدي كه با او دارد، هنگامي كه او را به فرمانداري مصر بر مي گزيند تا خراج آن ديار را جمع آورد.»
 
همچنين در فراز ديگري از نامه 53 درباره ماليات توصيه هاي خاصي مي كند و مي فرمايد: «اگر مردم شكايت كردند از سنگيني ماليات يا آفت زدگي يا خشك شدن آب چشمه ها يا كمي باران يا خراب شدن زمين در سيلاب ها يا خشك سالي، در گرفتن ماليات تخفيف ده تا امورشان سامان گيرند، و هرگز تخفيف دادن در خراج، تو را نگران نسازد; زيرا آن، اندوخته اي است كه در آباداني شهرهاي تو، و آراستن ولايت هاي تو نقش دارد، و رعيت تو را مي ستايند و تو از گسترش عدالت ميان مردم خشنود خواهي شد و به افزايش قوّت آنان تكيه خواهي كرد، به آنچه در نزدشان اندوختي و به آنان بخشيدي، و با گسترش عدالت در بين مردم و مهرباني با رعيت، به آنان اطمينان خواهي داشت. آن گاه اگر در آينده كاري پيش آيد و به عهده شان بگذاري، با شادماني خواهند پذيرفت.»
 
علي(عليه السلام) در عهدنامه مالك اشتر، به بخشي از آثار و نقش ماليات در زندگي مسلمانان، اشاره كرده است; از جمله اين آثار، عبارتند از:
 
الف. اصلاح امور و تأمين نياز مردم: امام علي(عليه السلام) اولين اثر ماليات را اصلاح امور مردم مي داند و خطاب به مالك اشتر مي فرمايد: «ماليات و بيت المال را به گونه اي وارسي كن كه صلاح ماليات دهندگان باشد; زيرا بهبودي ماليات و ماليات دهندگان عامل اصلاح امور ديگر اقشار جامعه مي باشد و تا امور ماليات دهندگان اصلاح نشود كار ديگران نيز سامان نخواهد گرفت; زيرا همه مردم نانخور ماليات و ماليات دهندگانند.»
 
امام علي(عليه السلام) در اين فراز، براي ماليات، نقش محوري قايل شده و اصلاح تمامي امور را وابسته به اصلاح وضع ماليات و ماليات دهندگان دانسته است و اين، نشانه جايگاه بلند ماليات از نظر اسلام است. بنابراين، هرچند اقتصاد از نگاه امام علي(عليه السلام)آن گونه كه مكاتب ماديگرا مي گويند، اصل نيست، اما تأثير محوري و اساسي آن در اصلاح امور و رفع نابساماني ها مورد تأكيد قرار گرفته است.
 
ب. دوام حكومت: دومين اثري كه آن حضرت براي ماليات بر مي شمارند، دوام و بقاي حكومت است: «... حكومتش با نابودي ماليات (بيت المال)، جز اندك مدتي دوام نمي آورد.»
 
اين مطلب نيز از بديهيات است كه اداره و دوام حكومت نيازمند بودجه است و يكي از راه هاي تأمين هزينه هاي دولت، گرفتن ماليات است. جاي شگفتي از كساني است كه در زمان حاضر، بحث لزوم گرفتن ماليات براي «اداره حكومت» را مطرح مي كنند، در صورتي كه امام علي(عليه السلام) حدود چهارده قرن پيش، بر ضرورت ماليات براي «استمرار حكومت» تأكيد كرده است.
 
يادآوري اين نكته لازم است كه همان گونه كه گرفتن ماليات از عواملِ بقاي حكومت است، به ناحق گرفتن آن و يا ظالمانه مصرف شدن آن نيز سبب سقوط حكومت خواهد شد.
 
ج. اصلاح و تقويت نيروهاي مسلّح: از ديگر آثار بسيار مهم ماليات (بيت المال) در منظر امام علي(عليه السلام)، افزون بر «استقلال اقتصادي»، «استقلال سياسي» است; زيرا تا بودجه و سرمايه در اختيار دولت نباشد، نمي تواند نيروهاي مسلّح را جذب، تأمين و مجهّز به سلاح هاي پيشرفته كند و با نبود نيروي مسلّحِ مجهز، استقلال سياسي تأمين نمي شود. به عبارت ديگر، اگر بيت المال نباشد، نيروهاي مسلّح براي تأمين زندگي، بايد در پي شغل و كار ديگري باشند. در نتيجه، آمادگي براي جهاد با دشمن از بين مي رود: «امور مردم جز با سپاهيان استوار نگردد، و پايداري سپاهيان جز به خراج و ماليات رعيت انجام نمي شود كه با آن براي جهاد با دشمن تقويت گردند، و براي اصلاح امور خويش به آن تكيه كنند و نيازمندي هاي خود را برطرف سازند.»
 
جهاد با دشمنان
 
دومين وظيفه اي كه امام براي مالك اشتر برمي شمارند جهاد با دشمنان است. دشمنان دين همواره در كمينند تا از هر فرصتي استفاده نمايند و ضربات خويش را بر پيكره حكومت اسلامي وارد كنند و آن را ناتوان نمايند. از اين رو، همه مردم بايد هوشيار باشند و در رأس همه، حاكم و كارگزاران، نقش و مسئوليت سنگين تري دارند; چرا كه آنان در حكم ديده بان هستند و از افقي برتر حقايق و واقعيات را مي بينند و همواره بايد كوچك ترين حركت دشمن را ببينند و مردم را نيز آگاه نمايند تا خود را در مقابله با دشمن آماده نمايند. از اين رو، مي فرمايد: «اين فرمان بنده خدا، علي اميرمؤمنان، به مالك اشتر، پسر حارث، است در عهدي كه با او دارد، هنگامي كه او را به فرمانداري مصر برمي گزيند ... تا با دشمنانش نبرد كند.» 8
 
امروزه نبرد با دشمن تنها در ميدان جنگ و با جنگ افزارهاي خاص نيست، بلكه هر مسئولي در هر پست و منصبي كه قرار دارد، بايد متناسب با مسئوليتش، به مصاف با دشمن برخيزد; در مسئوليت اقتصادي، سياسي، فرهنگي، نظامي و ... جنگ ها نيز همواره نظامي نيستند، امروزه پيچيده ترين جنگ ها، تهاجم و شبيخون فرهنگي دشمن به هويّت ديني مردم مسلمان است.
 
اصلاحات
 
يكي ديگر از وظايف حاكم در جامعه، انجام اصلاحات است; يعني حاكم بايد با ارشاد مردم و فراهم ساختن زمينه هاي تعليم و تربيت و نيز مبارزه با انحرافات، زمينه اصلاحات را فراهم نمايد. او بايد با نظارت دقيق بر كار كارگزاران، هرگونه انحرافي را از بين ببرد و به اصلاح امور بپردازد. از اين رو، در آغاز اين عهدنامه، به اين مهم اشاره مي كند و مي فرمايد: «اين فرمان... هنگامي كه او را به فرمانداري مصر بر مي گزيند ... كه كار مردم را اصلاح كند.»
 
عمران و آباداني شهرها
 
عمران و آباداني شهرها از قبيل آباداني خانه ها (نوع ساخت و ساز)، خيابان ها، ساخت مدارس، حمّام ها و احداث فضاي سبز از ديگر وظايف حاكم اسلامي است. از اين رو، اميرالمؤمنين(عليه السلام) در ابتداي اين نامه، مي فرمايد: «... تا شهرهاي مصر را آباد سازد.»
 
همچنين در فراز ديگري از اين نامه، توجه تام و كامل به عمران و آباداني را گوشزد كرده، رهاورد انجام يا ترك اين مهم را بيان مي دارد: «بايد تلاش تو در آباداني زمين، بيش از جمع آوري خراج باشد. خراج جز با آباداني فراهم نمي گردد، و آن كس كه بخواهد خراج را بدون آباداني مزارع به دست آورد، شهرها را خراب، بندگان خدا را نابود كند و حكومتش جز اندك مدتي دوام نياورد...; زيرا عمران و آبادي قدرت تحمّل مردم را زياد مي كند. همانا ويراني زمين به خاطر تنگ دستي كشاورزان است، و تنگ دستي كشاورزان به خاطر غارت اموال از طرف زمامداراني است كه به آينده حكومتشان اعتماد ندارند و از تاريخ گذشتگان عبرت نمي گيرند.»
 
بنابراين،وظيفه حكومت اسلامي علاوه برتوجه به امورديني مردم، آبادگري دنيا و سروسامان دادن به وضع معيشتي مردم نيز مي باشد.
 
گسترش عدالت
 
در اسلام، ظلم به ديگران مذموم است و همگان موظّف به رعايت حقوق همديگر و رفتار عادلانه هستند. در اين بين، حاكمان و كارگزاران مسئوليت ويژه اي دارند; يعني در رفتار با مردم بايد به گونه اي باشند كه هيچ ظلمي را روا ندارند و همواره در مسير تحقق عدالت در همه شئون جامعه گام بردارند.
 
اميرالمؤمنين(عليه السلام) مي فرمايد: «به خدا سوگند، اگر هفت اقليم را با آنچه در زير آسمان هاست، به من بدهند تا خدا را نافرماني كنم در پوست جوي كه ازمورچه اي ناروابگيرم،چنين نخواهم كرد.» 9
 
بنابراين، ارتكاب ظلم از هيچ كسي پذيرفته نيست و گناه بزرگي محسوب مي شود. از اين رو، حضرت علي(عليه السلام) در منشور حكومت اسلامي (نامه 53) مالك اشتر را به رعايت انصاف و عدالت و پرهيز از ظلم و ستم فرمان مي دهد و رهاورد شيرين عدالت محوري و رفتار عادلانه را بيان داشته و به نتايج شوم رفتار ظالمانه نيز اشاره نموده است: «با خدا و با مردم و با خويشاوندان نزديك و با افرادي از رعيت خود، كه آنان را دوست داري، انصاف را رعايت كن، كه اگر چنين نكني ستم روا داشته اي، و كسي كه به بندگان خدا ستم روا دارد خدا به جاي بندگانش دشمن او خواهد بود، و آن را كه خدا دشمن شود، دليلش را نپذيرد; كه با خدا سر جنگ دارد، تا آن گاه كه باز گردد يا توبه كند، و چيزي همچون ستم كاري، نعمت خدا را دگرگون نمي كند، و كيفر او را نزديك نمي سازد، كه خدا دعاي ستم ديدگان را مي شنود و در كمين ستم كاران است. دوست داشتني ترين چيزها نزد تو در حق ميانه ترين، و در عدل فراگيرترين، و در جلب خشنودي مردم گسترده ترين باشد، كه همانا خشم عمومي مردم، خشنودي خواص (نزديكان) را از بين مي برد، اما خشم خواص را خشنودي همگان بي اثر مي كند.»
 
مردم داري
 
در منطق اسلام، حكومت وسيله اي براي رساندن مردم و جامعه به كمال و اهداف عالي انساني الهي است. بر همين اساس، بزرگان دين و از جمله حضرت علي(عليه السلام) براي حكومت و دنيا ارزشي قايل نبودند: «سوگند به خدايي كه دانه را شكافت و جان را آفريد، اگر حضور فراوان بيعت كنندگان نبود و ياران حجت را بر من تمام نمي كردند و اگر خداوند از علما عهد و پيمان نگرفته بود كه برابر شكم بارگي ستمگران و گرسنگي مظلومان سكوت نكنند، مهار شتر خلافت را بر كوهان آن انداخته، رهايش مي ساختم و آخر خلافت را به كاسه اول آن سيراب مي كردم، آن گاه مي ديديد كه دنياي شما نزد من از آب بيني بزغاله اي بي ارزش تر است.»
 
از منظر حضرت علي(عليه السلام) حكومت، وسيله اي براي اقامه حق و دفع باطل است. ابن عبّاس مي گويد: در سرزمين «ذي قار»، خدمت امام رفتم، داشت كفش خود را پينه مي زد. تا مرا ديد، فرمود: قيمت اين كفش چقدر است؟ گفتم: بهايي ندارد. فرمود: «به خدا سوگند، همين كفش بي ارزش نزد من از حكومت بر شما محبوب تر است، مگر اينكه حقي را با آن بپا دارم، يا باطلي را دفع نمايم.»
 
بنابراين، با نگاهي كه دين اسلام به حكومت دارد، در رفتار حاكم و كارگزار با مردم نيز مؤثر است. در منطق اسلام، حاكم بايد به مردم نگاهي از روي مهرباني و عطوفت داشته باشد. اگر حاكم نسبت به مردم اين نگاه را داشته باشد، از انحرافات و فسادهاي حكومتي در اجتماع جلوگيري مي شود; چون برخورد آن ها با مردم به مهرباني و عطوفت انجام مي گيرد و اين نگاه، ديگر اجازه ظلم، تجاوز و تعدّي به حقوق مردم را به آن ها نمي دهد و كار مردم به سرانجام مي رسد. پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله)مي فرمايد: «امامت و رهبري شايسته نيست، مگر براي انساني كه سه خصلت داشته باشد: ورعي كه او را از معصيت خدا دور نگه دارد، بردباري كه غضبش را نگه دارد و نيكو ولايت كردن به كساني كه تحت ولايت او هستند تا براي آنان مانند پدر باشد (براي فرزندان).»
 
انس بن مالك درباره شخصيت پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله)مي گويد: «هيچ شخصي محبوب تر از رسول خدا(صلي الله عليه وآله) نزد مسلمانان نبود.»
 
درباره سيره پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) نيز روايت شده است: «پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله)به هر مسلماني مهرباني مي نمود، حتي با افرادي كه با بدترين روش با پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) رفتار مي كردند.»
 
پس در اسلام، حاكم خود را خادم و دوست و همدم مردم مي داند و رسيدن به قدرت و حكومت را طعمه و فرصتي مغتنم براي ثروت اندوزي تلقّي نمي كند. تصويري كه امام علي(عليه السلام) از حكومت براي كارگزاران خويش نشان مي دهد، امانت بودن حكومت است.
 
اگر حاكم حكومت خويش را امانت تلقّي نمايد، در صدد اصلاح كار مردم و به دنبال كسب رضايت آنان برمي آيد. امام علي(عليه السلام)طي نامه اي به اشعث بن قيس، فرماندار آذربايجان، نوشت: «همانا پست فرمانداري براي تو وسيله آب و نان نبوده، بلكه امانتي در گردن توست، بايد از فرمانده و امام خود اطاعت كني. تو حق نداري نسبت به رعيّت، استبداد ورزي و بدون دستور، به كار مهمي اقدام نمايي. در دست تو اموالي از ثروت هاي خداي بزرگ و عزيز است، و تو خزانه دار آن هايي تا به من بسپاري.»
 
امام علي(عليه السلام) در تمام نامه ها، فرمانداران و استانداران خود را نسبت حقوق اجتماعي مردم سفارش مي كرد و از نظر اخلاق اجتماعي، مسئولان نظام را به مردم داري، ابراز محبت و لطف نسبت به رعيّت و مردم، دستور مي داد.
 
اميرالمؤمنين(عليه السلام) در نامه 53 به مالك اشتر مي فرمايد: «مهرباني با مردم را پوشش دل خويش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز چونان حيوان شكاري باشي كه خوردن آنان را غنيمت داني; زيرا مردم دو دسته اند: دسته اي برادر ديني تو، و دسته اي ديگر همانند تو در آفرينش مي باشند. اگر گناهي از آنان سر مي زند يا علت هايي بر آنان عارض مي شود، يا خواسته و ناخواسته اشتباهي مرتكب مي گردند، آنان را ببخشاي و بر آنان آسان گير، آن گونه كه دوست داري خدا تو را ببخشايد و بر تو آسان گيرد. همانا تو از آنان برتر، و امام تو از تو برتر، و خدا بر آن كس كه تو را فرمانداري مصر داد، والاتر است، كه انجام امور مردم مصر را به تو واگذارده و آنان را وسيله آزمودن تو قرار داده است.»
 
همچنين در نامه اي به محمّدبن ابي بكر، شيوه هاي مردم داري و رعايت حقوق اجتماعي آنان را تذكر داده است: «با مردم فروتن، نرمخو و مهربان، گشاده رو و خندان باش.» 16
 
آسيب‌شناسي رفتار كارگزاران
 
همان گونه كه پيشتر گفته شد، در منطق اسلام، حاكمان و كارگزاران اسلامي بايد از روي ملاك ها و معيارهايي انتخاب شوند. اداره صحيح جامعه اسلامي تنها با تقواگرايي، عبادت، بندگي و خودسازي امكان پذير است. روشن است كه غيرمعصوم ممكن است در اين راه با لغزش هايي مواجه گردد و مسير حركت نظام با دگرگوني ها و انحرافاتي روبه رو شود. از اين رو، يكي از كارهاي مهم و اساسي شناخت آسيب ها و راه هاي رفع آن است. اكنون به برخي از آسيب ها و راه هاي مقابله با آن اشاره مي كنيم:
 
روحيه تكبّر و استبدادگري
 
يكي از آسيب هايي كه ممكن است حاكم و كارگزار را دچار آسيب جدّي نمايد، روحيه تكبّر و استبدادگري است. حضرت علي(عليه السلام) در عهدنامه مالك اشتر، خطاب به اين مدير با تقوا و متعهد مي فرمايد: «به مردم نگو: به من فرمان دادند و من نيز فرمان مي دهم، پس بايد اطاعت شود، كه اين گونه خود بزرگ بيني دل را فاسد، و دين را پژمرده، و موجب زوال نعمت هاست.»
 
بنابراين، حاكم اسلامي بايد از هر نوع غرورزدگي، خودمحوري و خودبزرگ بيني به دور باشد. اما اگر چنين صفت مذمومي عارض كسي شد، راه درمانش چيست؟
 
آن حضرت در ادامه همين فراز از نامه، مي فرمايد: «اگر با مقام و قدرتي كه داري، دچار تكبّر يا خود بزرگ بيني شدي، به بزرگي حكومت پروردگار، كه برتر از توست، بنگر كه تو را از آن سركشي نجات مي دهد، و تندروي تو را فرو مي نشاند، و عقل و انديشه ات را به جايگاه اصلي باز مي گرداند. بپرهيز كه خود را در بزرگي همانند خداوند پنداري، و در شكوه خداوندي همانند او داني; زيرا خداوند هر سركشي را خوار مي سازد و هر خود پسندي را بي ارزش مي كند.»
 
پس در محدوده پست و مقام، براي مقابله با انواع زشتي ها و آفات ارزش ها، بايد با توجه به قدرت لايزال الهي و مديريت عمومي و جاودانه حضرت حق، بر كل نظام هستي پيش رفت. اگر يك مدير آگاه، همه عالم را محضر خدا بداند و او را در رأس همه مديريت ها ناظر بر كار مديران بشناسد، مي تواند به خوبي بدرخشد و جامعه را به سوي كمال و تعالي سوق دهد.
 
عدم دست رسي مردم به حاكمان
 
يكي ديگر از آسيب هايي كه حاكمان را از مسير اصلي حكومت منحرف مي سازد، جدايي ميان زمامداران حكومت و مردم است. از اين رو، حضرت علي(عليه السلام) همواره كارگزاران حكومتي را نسبت به اين آسيب مهم هشدار مي دادند و به آنان مي فرمودند ميان خويش و مردم هيچ حايلي قرار ندهند. آن حضرت خطاب به مالك اشتر مي فرمايد: «هيچ گاه خود را فراوان از مردم پنهان مدار، كه پنهان بودن رهبران نمونه اي از تنگ خويي و كم اطلاعي در امور جامعه مي باشد. نهان شدن از رعيّت، زمام داران را از دانستن آنچه بر آنان پوشيده است، باز مي دارد. پس كار بزرگ اندك، و كار اندك بزرگ جلوه مي كند، زيبا زشت، و زشت زيبا مي نمايد و باطل به لباس حق در آيد. همانا زمامدار آنچه را كه مردم از او پوشيده دارند نمي داند، و حق را نيز نشانه اي نباشد تا با آن راست از دروغ شناخته شود، و تو به هر حال، يكي از آن دو نفر مي باشي: يا خود را براي جان بازي در راه حق آماده كرده اي كه در اين حال، نسبت به حقِ واجبي كه بايد بپردازي يا كار نيكي كه بايد انجام دهي ترسي نداري; پس چرا خود را پنهان مي داري؟ و يا مرد بخيل و تنگ نظري هستي، كه در اين صورت نيز مردم چون تو را بنگرند مأيوس شده، از درخواست كردن بازمانند. با اينكه بسياري از نيازمندي هاي مردم رنجي براي تو نخواهد داشت (تو را به مشكلي نمي اندازد); (چون يا) شكايت از ستم دارند و رفع آن را از تو مي خواهند و يا خواستار عدالتند يا در خريد و فروش، خواهان انصافند.»
 
همان گونه كه ملاحظه مي شود، آن حضرت راه درمان اين مشكل را، «در ميان مردم بودن و با آنان همراهي كردن» مي داند. بنابراين، با رعايت اصل «عدم احتجاب»، رابطه حاكم و مردم اصلاح مي شود.
 
روحيه خون ريزي بناحق
 
يكي از صفات مذمومي كه پايه هاي حكومت را متزلزل مي كند و موجب سقوط آن مي شود اين است كه حاكم روحيه سفّاكي و خون ريزي به ناحق داشته باشد.
 
حضرت علي(عليه السلام) حاكمان را از چنين اعمال زشتي برحذر مي دارد. ايشان خطاب به مالك اشتر مرقوم داشته است: «از خون ريزي بپرهيز و از خون ناحق پروا كن، كه هيچ چيز همانند خون ناحق كيفر الهي را نزديك و مجازات را بزرگ نمي كند و نابودي نعمت ها را سرعت نمي بخشد و زوال حكومت را نزديك نمي گرداند،... پس با ريختن خون حرام، حكومت خود را تقويت مكن; زيرا خون ناحق پايه هاي حكومت را سست و پست مي كند و بنياد آن را بر كنده، به ديگري منتقل مي سازد، و تو نه در نزد من و نه در پيشگاه خداوند، عذري در خون ناحق نخواهي داشت; چرا كه كيفر آن قصاص است و از آن گريزي نمي باشد. اگر به خطا خون كسي ريختي، يا تازيانه يا شمشير زدي، يا دستت دچار تندروي شد ـ كه گاه مشتي سبب كشتن كسي مي گردد، چه رسد به بيش از آن ـ مبادا غرورقدرت توراازپرداخت خون بهابه بازماندگان مقتول باز دارد.»
 
بنابراين، حاكم اسلامي بايد با توجه به عواقب سوء خون ريزي به ناحق، دست خويش را به خون هيچ بي گناهي آلوده نسازد و در صورت اشتباه نيز ضمن پذيرش خطا، خسارت وارد شده را جبران نمايد.
 
فراموشي و كم توجهي نسبت به محرومان و مستضعفان
 
يكي ديگر از آسيب هاي رفتاري حاكمان و كارگزاران بي توجهي يا كم توجهي به طبقه محروم و قشر آسيب پذير است. حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) در نهج البلاغه، مديران و كارگزاران را به توجه بيشتر به قشر آسيب پذير و تأمين خواسته هاي آنان و سر و سامان دادن به زندگي آنان توصيه كرده اند. آن حضرت در عهدنامه مالك اشتر، به وي فرمود: «سپس خدا را خدا را در خصوص طبقات پايين و محروم جامعه، كه هيچ چاره اي ندارند، و عبارتند از زمين گيران، نيازمندان، گرفتاران، دردمندان! همانا در اين طبقه محروم، گروهي خويشتن داري كرده و گروهي به گدايي دست نياز برمي دارند. پس براي خدا پاسدار حقّي باش كه خداوند براي اين طبقه معيّن فرموده است: بخشي از بيت المال، و بخشي از غلّه هاي زمين هاي غنيمتي اسلام را در هر شهري به طبقات پايين اختصاص ده; زيرا براي دورترين مسلمانان همانند نزديك ترين آنان، سهمي مساوي وجود دارد و تو مسئول رعايت آن مي باشي. مبادا سرمستي حكومت تو را از رسيدگي به آنان باز دارد، كه هرگز انجام كارهاي فراوان و مهم عذري براي ترك مسئوليت هاي كوچك تر نخواهد بود. همواره در فكر مشكلات آنان باش و از آنان روي بر مگردان، به ويژه به امور كساني از آنان بيشتر رسيدگي كن كه از كوچكي به چشم نمي آيند و ديگران آنان را كوچك مي شمارند و كمتر به تو دست رسي دارند. براي اين گروه، از افراد مورد اطمينان خود، كه خدا ترس و فروتنند، فردي را انتخاب كن تا پيرامونشان تحقيق و مسائل آنان را به تو گزارش كنند. سپس در رفع مشكلاتشان به گونه اي عمل كن كه در پيشگاه خدا عذري داشته باشي; زيرا اين گروه در ميان رعيت بيش از ديگران به عدالت نيازمندند، و حق آنان را به گونه اي بپرداز كه نزد خدا معذور باشي. از يتيمان خردسال و پيران سال خورده، كه راه چاره اي ندارند و دست نياز برنمي دارند، پيوسته دل جويي كن كه مسئوليتي سنگين بردوش زمامداران است. اگرچه حق، تمامش سنگين است، اما خدا آن را بر مردمي آسان مي كند كه آخرت مي طلبند، نفس را به شكيبايي وا مي دارند و به وعده هاي پروردگار اطمينان دارند.»
 
بنابراين، بي توجهي به محرومان و ناديده گرفتن خواسته هاي آنان و نيز برخورد ناشايست با آنان از آسيب هايي است كه ممكن است مديران و كارگزاران را تهديد نمايد و راه درمان آن نيز توجه ويژه به قشرهاي محروم و آسيب پذير است.
 
زياده خواهي از بيت المال و ناديده گرفتن عدالت
 
از ديگر آسيب هايي كه حاكمان و كارگزاران را تهديد مي كند، زياده خواهي از بيت المال و ناديده گرفتن عدالت است. اموال عمومي، به اقسام گوناگوني مانند مشتركات عمومي، مباحات اوليه، مجهول المالك و درآمدهاي عمومي تقسيم مي شوند، ولي مقصود از «بيت المال» در اينجا، اموالي است كه اختيار هزينه كردن آن، به دست امام است; مانند غنايم جنگي، خراج، جزيه، زكات، صدقات عامّه و اوقاف عمومي. براي روشن شدن بحث، به چند مطلب توجه كنيد:
 
الف. جايگاه ثروت در اسلام: بي گمان، از نگاه اسلام، ثروت و مال در حيات مادي و معنوي انسان ها نقش اساسي دارد، تا آنجا كه در برخي روايات، از تنگ دستي به «روسياهي در دنيا و آخرت»، 17 «مرگ سرخ» 18 و «مرگ بزرگ» 19 تعبير شده است. در بعضي از روايات، فقر، موجب نقصان در دين، كاهش عقل و تحريك خشم معرفي شده است. 20 از اين رو، در دين مقدّس اسلام، به مقوله اقتصادي و معيشتي بشر در ابعاد گوناگون آن، توجه فراواني شده است.
 
ب. ماهيت بيت المال: امام علي(عليه السلام) خطاب به عبدالله بن زمعه، 21 از پيروان و ياران آن حضرت، هنگامي كه از او درخواست كمك مي كند، ماهيت بيت المال را روشن مي سازد. ايشان بيت المال را نه مال شخصي امام مي داند و نه مالِ فردي از مسلمانان، بلكه بيت المال را متعلّق به مسلمانان مي شمرد كه در اختيار امامِ مسلمانان گذاشته مي شود تا به عدل، به مصرف مسلمانان برساند. حضرت مي فرمايد: «اين اموالي كه مي بيني نه مال من و نه از آن توست، غنيمتي گرد آمده از مسلمانان است كه با شمشيرهاي خود به دست آوردند. اگر تو در جهاد همراهشان بودي، سهمي چونان سهم آنان داشتي، وگرنه دست رنج آنان خوراك ديگران نخواهد بود.»
 
ج. نظارت بر بيت المال: امام علي(عليه السلام) براي حاكم اسلامي وظايف و مسئوليت هايي را ذكر مي كند; از جمله اينكه نبايد جمع آوري بيت المال مسلمانان را به ديگران واگذارد، به گونه اي كه خود اطلاع و نظارتي بر آن نداشته باشد: «براي من سزاوار نيست كه لشكر و شهر و بيت المال و جمع آوري خراج و قضاوت بين مسلمانان و گرفتن حقوق درخواست كنندگان را رها سازم، آن گاه با دسته اي بيرون روم و به دنبال دسته اي به راه افتم و چونان تير نتراشيده در جعبه اي خالي به اين سو و آن سو سرگردان شوم. من چونان محور سنگ آسياب، بايد بر جاي خود استوار بمانم تا همه امور كشور، پيرامون من و به وسيله من به گردش در آيند. اگر من از محور خود دور شوم مدار آن بلرزد و سنگ زيرين آن فرو ريزد.»
 
امام علي(عليه السلام) حتي هنگام مرگ نيز نسبت به بيت المال نگران بود. آن حضرت به اهالي مصر درباره اهتمام و نگراني نسبت به بيت المال، مي نويسد: «من براي ملاقات پروردگار مشتاق، و به پاداش او اميدوارم، لكن از اين اندوهناكم كه بي خردان، و تبه كاران اين امّت، حكومت را به دست آورند، آن گاه مال خدا را دست به دست بگردانند.» سيره و روش امام علي(عليه السلام) حسّاسيت و نگراني نسبت به بيت المال است. اين حسّاسيت و اهتمام در حدي است كه آن حضرت را رنج مي دهد و هيچ گاه، حتي دم مرگ، وي را رها نمي كند.
 
د. عدالت در استفاده از بيت المال: اگر گفته شود: «نهج البلاغه كتاب عدالت و علي(عليه السلام) مجري و شهيد راه عدالت است»، كلامي دور از حقيقت نيست. بي گمان، اگر نهج البلاغه عدالت را تفسير و معنا نمي كرد، آيات قسط و عدل قرآن، بدون تفسير مي ماند و اگر علي(عليه السلام) در مدت كوتاه حكومتش، عدالت را اجرا نمي كرد، عدالت پس از پيامبر(صلي الله عليه وآله)، اجراكننده اي به خود نمي ديد. اجراي عدالت كار بسيار دشواري است و جز از افرادي همانند علي(عليه السلام)امكان پذير نيست; زيرا اجراي عدالت خواهي با مشكلاتِ طاقت فرسايي همراه است كه براي هر كسي قابل تحمّل نيست.
 
بي شك، قسط و عدالت از مهم ترين اهداف بعثت انبياي الهي بوده و جامعه اسلامي بدون عدالت معنا ندارد. از اين رو، امام علي(عليه السلام)، نهايت تلاش خود را در اجراي عدالت اسلامي، در تمامي ابعادش، بهويژه در استفاده از بيت المال، كرد تا آنجا كه درباره اش گفته شده: «قُتِلَ علي في محرابِ عبادته لشدَّةِ عدله.»
 
آن حضرت در مقام تبيين قبح ستم و دوري از آن و اهتمام به رعايت حقوق مردم در بيت المال، مي فرمايد: «سوگند به خدا! اگر تمام شب را بر روي خارهاي سعدان به سر ببرم، و يا با غل و زنجير به اين سو يا آن سو كشيده شوم، خوش تر دارم از اينكه خدا و پيامبرش را در روز قيامت، در حالي ملاقات كنم كه به بعضي از بندگان ستم، و چيزي از اموال عمومي را غصب كرده باشم ... به خدا سوگند! برادرم عقيل را ديدم كه به شدت تهي دست شده بود و از من درخواست داشت تا يك من از گندم هاي بيت المال را به او ببخشم. كودكانش را ديدم كه از گرسنگي داراي موهاي ژوليده و رنگشان تيره شده بود گويا با نيل رنگ شده بودند. پي در پي مرا ديدار و درخواست خود را تكرار مي كرد; چون به گفته هاي او گوش دادم، پنداشت كه دين خود را به او واگذار مي كنم، و به دلخواه او رفتار مي نمايم و از راه و رسم عادلانه خود دست بر مي دارم. روزي آهني را در آتش گداخته به جسمش نزديك كردم تا او را بيازمايم. پس چون بيمار از درد، فرياد زد و نزديك بود از حرارت آن بسوزد. به او گفتم: اي عقيل، گريه كنندگان بر تو بگريند، از حرارت آهني مي نالي كه انساني به بازيچه آن را گرم ساخته است، اما مرا به آتش دوزخي مي خواني كه خداي جبّارش با خشم خود آن را گداخته؟! تو از حرارتي ناچيز مي نالي و من از حرارت آتش الهي ننالم؟!»
 
آن حضرت در عهدنامه مالك اشتر نيز به تساوي حقوق حاكم و مردم اشاره مي كند و مي فرمايد: «مبادا هرگز در آنچه با مردم مساوي هستي امتيازي خواهي و از اموري كه بر همه روشن است، غفلت كني; زيرا به هر حال، نسبت به آن در برابر مردم مسئولي و به زودي، پرده از كارها يك سو رود و انتقام ستم ديده را از تو باز گيرند.»
 
هـ. استرداد بيت المال: از جمله روش هاي امام علي(عليه السلام)نسبت به بيت المال، برگرداندن بخشي از بيت المال است كه پيش از ايشان به غارت رفته بود. ايشان درباره بيت المال تاراج شده مي فرمايد: «به خدا سوگند! بيت المال تاراج شده را هر كجا كه بيابم به صاحبان اصلي آن باز مي گردانم، گرچه با آن ازدواج كرده يا كنيزاني خريده باشند; زيرا در عدالت گشايش براي عموم است، و آن كس كه عدالت بر او گران آيد، تحمّل ستم برايش سخت تر است.» 26
 
ابن ابي الحديد، در شرح اين خطبه مي نويسد: «عمر و عثمان، خليفه دوم و سوم، قطايع  فراواني را از زمين هاي بيت المال، به اقوام و خويشان بخشيده بودند. علي اين خطبه را (بر اساس گزارش كلبي، از ابي صالح، از ابن عبّاس)، در روز دوم خلافتش، ايراد كرد و در آغاز خطبه، گفت: "ألا! إنَّ كُلَّ قطيعة أقطعَها عثمانُ و كلُّ مال أعطاه مِن مالِ اللّهِ، فهو مردودٌ في بيت المالِ، فإنَّ الحق القديمَ لا يبطله شيءٌ.» 28
 
ابن ابي الحديد، سپس مي نويسد: «وقتي اين خبر به گوش عمروعاص در شهر ايله، در منطقه فلسطين رسيد، نامه اي براي معاويه فرستاد و در آن نوشت: "هر كاري كه ممكن است انجام بده كه پسر ابي طالب، همه اموالي را كه تو جمع آوري كرده اي، خواهد گرفت.» 29
 
از آنچه گفته آمد، مي توان فهميد كه يكي از آسيب هاي جدّي و مهمي كه ممكن است گريبانگير حاكمان و كارگزاران شود خيانت در بيت المال و زير پا گذاشتن عدالت است، و راه رهايي از آن نيز تقسيم عادلانه بيت المال و در پيش گرفتن راه عادلانه مي باشد.
 
كنترل و نظارت دقيق بر عملكرد كارگزاران
 
كنترل و نظارت بر عملكرد زيرمجموعه، از ديرباز يكي از اصول مديريتي به شمار مي رود كه نبود يا كم رنگ بودن آن، مديريت را دچار مشكل مي كند.
 
«نظارت» در لغت، به معناي مراقبت، تحت نظر و ديده باني داشتن بر كاري است. 30 در علم مديريت، «ارزيابي عملكرد كاركنان» مطرح است و منظور از آن، فرآيندي است كه با آن، كار كاركنان در زمان هاي معيّني، به طور رسمي مورد بررسي و سنجش قرار مي گيرد. 31
 
اصل كنترل و نظارت، با نظام آفرينش هماهنگ است; چرا كه آفريدگار حكيم اصل كنترل و نظارت را در مجموعه آفرينش منظور كرده و درباره انسان فرموده است: (إِن كُلُّ نَفْس لَمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ.) (طارق: 4و5)
 
بنابراين، ضروري است اين پديده مبارك در مديريتِ رهبران الهي، جايگاه خويش را بازيابد و به طور گسترده اعمال گردد; چنان كه حضرت سليمان(عليه السلام) در حكومت بي نظير خويش، نظارت بر پرندگان را نيز مدّنظر مي داشت: (وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقَالَ مَا لِيَ لَا أَرَي الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ.) (نمل: 20)
 
حضرت امام رضا(عليه السلام) مي فرمايد: «سيره رسول خدا(صلي الله عليه وآله)چنين بود كه هرگاه لشگري را اعزام مي كرد و اميري آنان را فرمان دهي مي كرد، يكي از افراد مورد اعتماد خود را نيز با آنان همراه مي نمود تا خبرها را به طور پنهاني به آن حضرت برساند.»
 
وظيفه حكومت اسلامي برقراري عدالت همه جانبه است; چنان كه امام علي(عليه السلام) در عهدنامه مالك اشتر مي فرمايد: «همانا برترين روشني چشم زمامداران، برقراري عدل در شهرهاست.»
 
از اين رو، طبيعي است با هرگونه انحراف اجتماعي كه مانع تحقق عدالت است، مبارزه شود و اين امر مستلزم نظارت دقيق بر كار كارگزاران و مديران است و از دو راه ميسر مي باشد: راهكارهاي فرهنگي; راهكارهاي قانوني. بخشي از راه كارهاي فرهنگي آن مربوط به كارگزاران و بخشي ديگر مربوط به عموم مردم است. در بخشي كه مربوط به كارگزاران است، مهم ترين قسم، صلاحيت داشتن حاكم و كارگزاران مي باشد; زيرا اگر كارگزاران صالح باشند، عموم مردم نيز صالح خواهند شد. امام صادق(عليه السلام)مي فرمايد:
 
«مردم صالح نمي شوند، مگر آنكه امام و حاكم صالح باشد  به همين دليل، در ضرب المثل عربي آمده است: «الناسُ علي دينِ مُلوكِهم» و به قول سعدي:
 
اگر ز باغ ملك رعيت خورد سيبي بر آورند غلامان او درخت از بيخ
 
اميرمؤمنان(عليه السلام) در راهكارهاي قانوني، با تدبير و سازمان دهي گسترده، همه امور خُرد و كلان گستره حكومتي خويش را زير نظر داشت و در يك برنامه وسيع و نظارت و بررسي همه جانبه، با اشراف بر اجزاي حكومت، به اداره كشور مي پرداخت، بخصوص درباره كارگزاران حكومتي، تلاش و قاطعيت بيشتري به كار مي برد تا آنان از مدار قانون و حكم خدا خارج نشوند و آن منبع : رسانه بیدارمسئول در حکومت اسلامی ونماینده مردم در جامعه اسلامی
برچسب ها : عليه ,السلام ,امام ,مردم ,حكومت ,آنان ,عليه السلام ,امام عليه ,مالك اشتر ,عهدنامه مالك ,مالك اشتر، ,فلسفه تشكيل حكومت ,همين مقدار گواهي ,«همانا ب

شش روش برای ایجاد مغز هوشیار

:: شش روش برای ایجاد مغز هوشیار
شش روش برای ایجاد مغز هوشیار

مغز، سلطان بدن است و برای داشتن یک سلطان لایق، مراقبت های ویژه ای لازم است. بعضی اوقات حس می کنیم که حافظه ما خوب کار نمی کند و یا در حفظ و یادگیری مطالب دچار مشکلاتی شده ایم. در همین راستا دانشمندان تحقیقات فراوانی روی کارایی مغز انسان در شرایط گوناگون انجام داده اند و همواره به دنبال به دست آوردن روش های مفیدی بوده اند تا بازدهی مغز را بالا ببرند. اما با این همه تلاش و کوشش، هنوز مسائل و ابهامات بسیاری درباره ی فعالیت مغزی افراد مختلف وجود دارد.

تحقیقات نشان می دهد که انسان ها دارای کارایی های مغزی گوناگونی هستند و این کارایی ها دلایلی مانند وراثت، تغذیه ، تربیت مغز و …. دارد. نتیجه چندین سال تلاش و کوشش دانشمندان، راه هایی است که ما می توانیم برای داشتن یک مغز آماده و مفید به کارگیریم.

داروهای هوشمند

همه انسان ها وقتی به سن چهل سالگی می رسند، تغییراتی را در توانایی های روانی خود به خوبی درک می کنند. این آغاز فرآیند تدریجی است که بسته به شدت میزان آن، حتی می تواند به جنون ختم شود. در اینجا این سؤال مطرح می شود که آیا می توان به وسیله دارو، این حالت خاص را بهبود دهیم یا به طور کلی از بین ببریم یا حتی در مرحله ای پیشرفته تر از بروز آن جلوگیری کنیم؟

کودکانی که در صبحانه خود از نوشیدنی های شیرین و گرم استفاده می کنند ، در انجام تست های حافظه و توجه ، همسطح افراد هفتاد ساله عمل می کنند.

در حال حاضر در بازار داروهایی وجود دارد که به نوعی این کار را انجام می دهند، به این داروها داروهای «افزایش هوشیاری» می گویند و محققان روی داروهای جدیدی در همین زمینه هم کار می کنند. یکی از معروف ترین این داروها MODAFINIL است که به خوبی حالت نارکولپسی را برطرف می کند. نارکولپسی در انسان باعث خواب ناگهانی می شود و فعلاً MODAFINIL بهترین گزینه برای درمان آن است. این دارو می تواند شخص را متناوباً 90ساعت بیدار نگه دارد و برخلاف آمفتامین ها و حتی قهوه، عوارض بسیار کمی دارد. تحقیقات نشان می دهند فقط تعداد کمی از کسانی که MODAFINIL مصرف می کنند از نارکولپسی رنج می برند و اکثر آنها کسانی هستند که نمی خواهند بخوابند. این وضعیت در مورد داروهای زیاد دیگری هم صادق است، یعنی مردم به خاطر مشکل یا بیماری خاصی آنها را مصرف نمی کنند، بلکه از آنها استفاده می کنند تا از اثرات آنها در زندگی روزانه بهره مند شوند. نمونه دیگر این داروها RITALIN است؛ دارویی که مردم در بسیاری موارد صرفاً برای افزایش قوه تمرکز خودشان از آن استفاده می کنند، اما این استفاده بی رویه هم می تواند برای انسان خطرساز باشد. دکتر دانیلی پیوملی، یکی از محققان دانشگاه کالیفرنیا در این مورد می گوید: « ما باید مراقب چیزهایی که می خواهیم، باشیم .» او که روی افزایش قدرت و نحوه عملکرد حافظه انسان کار می کند، در عین حال بر استفاده ازاین داروها در موارد خاص تأکید می کند و می گوید:«بالاخره باید به یاد آوردن چیزهایی را که نمی خواهیم، پایان دهیم .»

استفاده از داروها برای بهبود عملکرد مغز انسان، آینده روشنی دارد و دانشمندان امیدوارند روزی بتوانند عملکرد مغزی انسان های سالخورده را مانند جوانان، بدون اشتباه کنند.

تغذیه مناسب

مغز انسان ، یکی از حریص ترین ارگان های بدن محسوب می شود که احتیاجات رژیمی ویژه ای دارد. به همین خاطر «هر چیزی که شما می خورید بر نحوه فکر کردنتان تأثیر می گذارد». چندان هم عجیب نیست. از این رو محققان تحقیقات گسترده ای در زمینه تغذیه انجام داده اند.

یکی از جالب ترین تحقیقات در زمینه خوردن صبحانه است. با هر بار صبحانه خوردن، میزان زیادی گلوکز که غذای اصلی مغز است ، به بدن وارد می شود و طی مطالعات بسیار زیاد انجام شده، مشخص شده است افرادی که صبحانه نمی خورند ، کارایی کمتری در مدرسه یا محل کار دارند.

یکی از جالب ترین تحقیقات در زمینه خوردن صبحانه که در سال 2003 انجام شد، اثبات کرد کودکانی که در صبحانه خود از نوشیدنی های شیرین و گرم استفاده می کنند، در انجام تست های حافظه و توجه ، همسطح افراد هفتاد ساله عمل می کنند. در تحقیق دیگری که توسط «باربارا استووارت» از دانشگاه آستر انگلیس انجام شد، بر نقش بسیار مؤثر لوبیا تأکید شده است. این ماده سرشار از پروتئین به همراه نان در برنامه غذایی روزانه کودکان باعث می شود آنها سخت ترین تست های مرتبط با آگاهی فکری را به راحتی انجام دهند.

بعد از صبحانه نوبت به غذاهای اصلی می رسد. دانشمندان بر استفاده فراوان از تخم مرغ و سالاد در رژیم غذایی تأکید می کنند. در تخم مرغ میزان فراوانی کولین وجود دارد که از این ماده در بدن برای تولید انتقال دهنده های عصبی استیل کولین استفاده می شود. محققان در دانشگاه بوستون با کاهش میزان استیل کولین در مغز متوجه شدند که کمبود این ماده باعث می شود شخص حافظه خود را در زمینه به یاد آوردن الفباء و حروف کلمات از دست بدهد. کمبود این ماده در مغز همچنین می تواند باعث آلزایمر شود و تحقیقات نشان می دهد افزایش این ماده در مغز می تواند روند فراموشی مربوط به پیری را کند کند.

هنگام خواب ، مغز با تردستی راه حل های خلاقانه ای پیدا می کند، پس اگر شما هم در حل مسئله ای مشکل دارید و منتظر یک لحظه اوره کائی (یافتم معروف ارشمیدس ) هستید، بهتر است همین حالا به خواب ناز فرو روید.

از دیگر غذاهای توصیه شده سالادها هستند. این غذاها دارای مقدار بسیار زیادی آنتی اکسیدان هستند که در آنها میزان فراوان بتاکاروتن، ویتامین E و C وجود دارد. محققان اعلام کرده اند افزایش آنتی اکسیدان در مغز باعث افزایش قدرت یادگیری حتی در سن بالا می شود، به گونه ای که آنها در دانشگاه کالیفرنیا موفق شدند به یک سگ پیر چیزهای جدیدی آموزش دهند. دانشمندان حتی تأثیر دسرها بر فعالیت مغز را هم مورد بررسی قرار داده اند. آنها بهترین دسر پس از صرف ناهار را ماست می دانند چون به راحتی استرس های بعدازظهر را برطرف می کند و دلیل آن این است که ماست دارای تیروزین های آمینواسید است. از این ماده در مغز برای ساخت انتقال دهنده های عصبی و نورآدرنالین استفاده می شود که این دو ماده تأثیر زیادی در برطرف شدن استرس دارند.

محققان توصیه می کنند در عصر هم مقدار کمی غذا خورده شود تا گلوکز مورد نیاز مغز آماده شود، البته تاکید آنها بر یک وعده بسیار سبک و مقوی است.

شصت درصد ساختار مغز چربی است ، به همین خاطر این قسمت از بدن باید همیشه چرب نگه داشته شود. بهترین گزینه برای این منظور اسید چرب امگا3 است که به میزان بسیار زیاد در دی اچ ای (DOCOSAHEXAENOIC) یافت می شود. این ماده در یکی از لذیذترین غذاهای دنیا به میزان بسیار زیاد وجود دارد یعنی در ماهی . به همین دلیل ماهیبهترین غذای مغز است و مصرف همیشگی آن تأثیر مثبت بسیار زیادی در کارایی مغز دارد.

در پایان روز هم دانشمندان توصیه می کنند میوه های تازه مانند توت فرنگی و تمشک مصرف شود. میوه ها به خصوص توت فرنگی و تمشک در تقویت حافظه کوتاه مدت تأثیر زیادی دارند.

نوای قران

استفاده با صرفه از مغز

تا چندی پیش ضریب هوشی یک شخص – مقیاسی برای توانایی های حل مشکلات هوشی یک شخص – پدیده ای ثابت برای انسان فرض می شد که میزان آن مستقیماً از راه وراثت تعیین می شد، اما اخیراً دانشمندان نظریه ای مطرح کرده اند که در آن میزان ضریب هوشی هر شخص به عملکردی پایه ای در مغز انسان با نام «حافظه فعال» بستگی دارد؛ بدین صورت که هرچه حافظه جاری انسان بیشتر شود، میزان ضریب هوشی او هم افزایش می یابد.

حافظه جاری، سیستم ذخیره کوتاه مدت مغز انسان است . در این بخش مسائل هوشی انسان حل می شوند، مثلاً اگر شما بخواهید 7+6-73 را حل کنید، این قسمت از مغز شما – حافظه جاری – قسمت وسطی فعالیت ذهنی شما که برای حل مسئله لازم است را در خود نگه می دارد. میزان اطلاعاتی که حافظه جاری می تواند در خود ذخیره کند، به آگاهی عمومی شخص بستگی دارد.

به تازگی یک تیم تحقیقاتی در انستیتو کارولینا استکهلم به رهبری ترکل کلینگبرگ به نشانه هایی دست یافته است مبنی بر این که سیستم عصبی که در حافظه جاری قرار دارد، ممکن است با تمرین بزرگ شود. آنها با استفاده از نوعی اسکن مغناطیسی پیشرفته، فعالیت های مغزی چند شخص بالغ را پیش و پس از یک برنامه تمرینی حافظه جاری اندازه گیری کردند . این برنامه کارهایی از قبیل حفظ کردن موقعیت یک سری نقطه در یک صفحه شطرنجی بود. پس از پنج هفته تمرین، آنها متوجه شدند فعالیت های مغزی افراد مورد نظر در قسمتی از مغز که با این نوع فعالیت ها درگیر است، افزایش یافته است.

اما نکته شگفت انگیز در این آزمایش این بود که هنگامی که گروه، این آزمایش ها را روی کودکان اعمال می کرد، متوجه شد این بار به جای سیستم عصبی موجود در حافظه جاری، قسمتی از مغز که مربوط به آگاهی عمومی کودکان است، رشد یافته و ضریب هوشی کودکان هشت درصد افزایش یافته است .

با این که دانش مربوط به حافظه جاری، روزهای اولیه خود را سپری می کند، کلینبرگ امیدوار است تمرین های حافظه فعال، کلید بازکردن قفل قدرت باشد. او در این مورد می گوید : «عوامل وراثتی و دوران جنینی نقش بسیار زیادی در میزان توانایی فعالیت های مغزی دارند، اما فراتر از آن، چند درصد – که هنوز میزان آن مشخص نیست وجود دارد که می توان با تمرین آنها را افزایش داد.»

استراتژی

فرض کنید در یک تالار سخنرانی هستید و در آن تالار ، ششصد نفر حضور دارند. اگر تمام این افراد نام خود را به شما بگویند و یک ساعت بعد از شما بخواهند که آنها را تکرار کنید، ممکن است دچار سرگیجه شوید. این بدان خاطر نیست که شما نمی توانید این کار را انجام دهید، بلکه مشکل اینجاست که شما تکنیک ها و روش های مربوط به انجام آن را نمی دانید. اما افرادی هستند که می توانند این کار را به صورت عادی انجام دهند. آنها می توانند هزاران عدد ، اشعار بسیار قدیمی و غیر مستعمل، و صدها هزار کلمه بدون استفاده را حفظ کنند. در یکی از مسابقات جهانی در این زمینه ، «النور مگ وایر» و تیم همکارش از دانشگاه لندن، هشت نفر از بهترین های مسابقات را زیر نظر گرفتند. آنها حین آزمایش های متفاوت، به مدرکی که ثابت کند این افراد از ضریب هوشی بالایی برخوردار هستند دست نیافتند، اما متوجه شدند این افراد هنگام حفظ کردن از سه منطقه مغزشان برای انجام کار استفاده می کنند و این در حالی است که آنها در تست های حفظ کردنی از این مناطق ویژه مغزی استفاده نمی کنند. دلیل این امر را می توان استراتژی خاص آنها برای حفظ کردن دانست. مثلاً آنها برای حفظ کردن نحوه و ترتیب چیدن یک دسته برگه ، به هر کدام از آنها یک شخصیت می دهند و برای حفظ کردن ترتیب قرارگیری، یک داستان بر اساس نحوه قرار گیری برگه ها پردازش می کنند و طبیعتاً حفظ کردن یک داستان بسیار راحت تر از حفظ کردن تعداد بسیار زیادی عدد مشابه است .

بازیگران سینما و تئاتر هم تقریباً از روش مشابهی استفاده می کنند. آنها چیزهایی را که بیان می کنند با احساسات همراه می کنند و انسان ذاتاً وقایعی را که با احساسات زیادی همراه است، جزء به جز حفظ می کند. هنرپیشگان حرفه ای از روش دیگری استفاده می کنند. آنها هنگام ادای کلمات، حرکات مربوط به آن را هم انجام می دهند و این عمل آنقدر مؤثر است که آنها حتی چند ماه پس از نمایش می توانند متنی را که حفظ کرده اند، به راحتی ادا کنند.

«هلگا نویس» یک روان شناس از دانشگاه المهرست در ایلینویز به همراه «تونی نویس» که یک بازیگر است، کشف کردند که از این روش می توان برای افزایش یادگیری دانش آموزان استفاده کرد. دانش آموزانی که کلماتشان را با آموزش های دیگری همراه کنند، بعداً 38درصد بیشتر می توانند کلمات را بازسازی کنند. نویس ها معتقدند داشتن دو روش ذهنی برای حفظ کردن می تواند قابلیت حفظ کردن افراد را به صورت باور نکردنی افزایش دهد. «بری گوردون» از دانشگاه جان هاپکینز اعتقاد دارد، استراتژی، در زندگی روزانه هم اهمیت زیادی دارد. کارهای ساده ای مانند قرار دادن کلیدها در یک جای مشخص و نوشتن چیزها برای از یاد نبردن آنها می تواند میزان اطلاعاتی را که پیش خود نگه می دارید، زیادتر کند. اگربه خاطر آوردن اسامی، مشکل شماست، سعی کنید آنها را به صورت ذهنی تداعی کنید.

استراحت

کمبود خواب، اثرات بدی برای مغز شما در پی خواهد داشت. برنامه ریزی، حل مسائل، یادگیری، تمرکز و حافظه جاری شما همه از کمبود خواب متحمل عوارض سوء می شوند. در عین حال حتی در ضریب هوشی هم خلل وارد می شود. دکتر «شون درومند» از دانشگاه کالیفرنیا در این مورد می گوید: اگر شما 21 ساعت پشت سرهم بیدار بمانید ، توانایی هایتان به اندازه کسی است که تا حدی که قانون (ایالات متحده آمریکا) اجازه می دهد، مست است، البته لازم نیست دقیقاً 21 ساعت بیدار بمانید تا این حالت را تجربه کنید، فقط کافی است دو یا سه شب دیر بخوابید و زود بیدار شوید تا همین حالت به شما دست دهد.

خوشبختانه این رابطه دو سویه است. اگر شما به کسی که از خواب محروم شده، اجازه بدهید یک یا دو ساعت بیشتر چشم روی هم بگذارد، این شخص می تواند در کارهایی که نیاز به تمرکز بیشتر دارد، مانند امتحان دادن، موفق تر عمل کند. دکتر درومند در این مورد می گوید: «توجه ( تمرکز) اساسی ترین پایه هرم ذهن است، اگر شما آن را تقویت کنید، دیگر نیازی نیست به چیز دیگری توجه نشان دهید.»

اینها تنها فواید یک خوب عمیق شبانه نیست. وقتی که شما خواب هستید، مغز شما حافظه های جدیدی را تمرین کرده و حتی بعضی از مسائل را حل می کند. فرض کنید شما می خواهید یک بازی جدید رایانه ای را یاد بگیرید. در این صورت بهتر است به جای این که چند ساعت پای کامپیوتر بنشینید، دو ساعت بازی کنید و سپس بخوابید. هنگامی که شما خواب هستید مغز شما همان مدارهایی که برای یادگیری بازی استفاده کرده است را دوباره فعال می کند. دوباره صدای آنها را می شنود و سپس حافظه های جدید را در حافظه بلند مدت ذخیره می کند و هنگامی که بیدار شوید، یک بازیگر بهتر شده اید. چنین روشی در دیگر کارها مانند یادگیری پیانو، رانندگی خودرو و … هم می تواند کارگر باشد.

در این مورد همچنین شواهدی در دست است که نشان می دهد خواب باعث بهبود روش حل مسائل می شود. داستان دیمیتری مندلیف که پس از خواب روزانه یکباره به طرح جدید تناوبی رسید، نمونه بارز این مسئله است. چون او شدیدا درگیر حل مسئله بوده ، هنگام خواب مغز او همانطور که در بالا ذکر شد، به فعالیت هایش در این زمینه ادامه داده و به حل مسئله رسیده است .

به نظر می رسد هنگام خواب ، مغز با تردستی راه حل های خلاقانه ای پیدا می کند، پس اگر شما هم در حل مسئله ای مشکل دارید و منتظر یک لحظه اوره کائی («یافتم» معروف ارشمیدس ) هستید، بهتر است همین حالا به خواب ناز فرو روید.

منبع : رسانه بیدارشش روش برای ایجاد مغز هوشیار
برچسب ها : استفاده ,حافظه ,انجام ,انسان ,میزان ,خواب ,حافظه جاری ,وجود دارد ,ضریب هوشی ,بسیار زیادی ,بسیار زیاد ,معروف ارشمیدس هستید، ,زمینه خوردن صبحانه ,ه